پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن

مرد این سودا نه ای با دلبر ای دل هی مکن

دولت بوسیدن پایش تمنا می کنی

زین هوس تا سر نبازی بگذر ای دل هی مکن

عقل می گوید: غم ناموس خور، بگذر ز عشق

عاشقی را نیست اینها در خور ای دل هی مکن

گرچه برد آزار و جور از حد رقیب سنگدل

چون توان کردن جدایی زین در ای دل هی مکن

پیش شمع روی او پروانه شو، ز آتش مترس

جان بخواهد سوختن، فکر پر ای دل هی مکن

گفته ای کز عشقبازی توبه خواهم کرد، کرد

بیش از این تدبیر کار منکر ای دل هی مکن

می کنی سودا که روزی دربر آری قامتش

سرو سیمین بر، نیاید در بر ای دل هی مکن

درد باطن سوز جانم عرضه پیش هر طبیب

چون نخواهد شد به درمان کمتر ای دل هی مکن

وصل مهرویان سیم اندام نسرین بر طلب

سعی بی سود است کردن بی زر ای دل هی مکن

جام می نوش از کف ساقی که در دور لبش

توبه کفر است از شراب و ساغر، ای دل هی مکن

چون نسیمی از لب لعلش طلب کن سلسبیل

تکیه بر فردا و آب کوثر ای دل هی مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من
  2. شمارهٔ ۲۲۵ - ستایش فضل‌الله نعیمیگر شبی بازآید از در شمع جان افروز من
  3. شمارهٔ ۲۲۶ای دهانت پسته خندان من
  4. شمارهٔ ۲۲۷آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من
  5. شمارهٔ ۲۲۸ای در بلا فتاده دل مبتلای من
  6. شمارهٔ ۲۲۹با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون
  7. شمارهٔ ۲۳۰گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون
  8. شمارهٔ ۲۳۱آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.