پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن

ملک صفت بشری چون تو در نهایت حسن

چه صورتی! چه جمالی! علیک عین الله

کمال حسن همین است و حد غایت حسن

از آفتاب جمالت زوال بادا دور

کز او به اوج رسید آفتاب رایت حسن

ز خسروان ملاحت تویی بعون الله

شهنشهی که بر او ختم شد ولایت حسن

مرا ز دانش و عقل این قدر کفایت بس

که تابع سخن عشقم و کفایت حسن

رخ چو ماه تو است آن که هست در شأنش

نزول سوره لطف و در او روایت حسن

کجا برم من بیدل ز جور خوبان داد

که خوبرو همه جا هست در حمایت حسن

خرد به توبه مرا ره نمود و عشق به حسن

زهی ضلالت عقل و زهی هدایت حسن

ملولم از دم واعظ، کجاست اهل دلی؟

که همچو گل ورقی خواند از روایت حسن

ز عشق مست شوی چون نسیمی ای زاهد!

اگر به سمع رضا بشنوی حکایت حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹ - ستایش فضل‌الله نعیمیگر طالب بقایی اول فنا طلب کن
  2. شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش حافظبیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن
  3. شمارهٔ ۲۲۱ - نکوهش دزدان لباس روحانیتای دل ار پختهٔ عشقی، طمعِ خام مکن
  4. شمارهٔ ۲۲۲قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن
  5. شمارهٔ ۲۲۳با بخت سعد یارم چون هست یار با من
  6. شمارهٔ ۲۲۴گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من
  7. شمارهٔ ۲۲۵ - ستایش فضل‌الله نعیمیگر شبی بازآید از در شمع جان افروز من
  8. شمارهٔ ۲۲۶ای دهانت پسته خندان من
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.