پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

بیار باده که عید است و روز می خوردن

چه خوش بود به می ناب روزه وا کردن

بگوی صوفی خلوت نشین سرکش را

چرا به طاعت خوبان نمی نهد گردن؟

جمال نور تجلی چو دید چشم کلیم

به کید سامری ایمان نخواهد آوردن

سجود قبله روی تو می کنم زانرو

که پیش روی تو کفر است سجده ناکردن

مرا محبت روی تو در دل سوزان

چه آتشی است که هرگز نخواهد افسردن

ایا که منکر میخانه و خراباتی

بیا و گوش به تسبیح باده کن در دن

چو سرکه، رو چه عجب گر ترش کند زاهد

طریق صوفی خام است غوره افشردن

چو گل به بوی رخت جامه چاک خواهم کرد

میان ما و تو حیف است پیرهن بر تن

چگونه پیش وجود تو نفی خود نکنم

که آفتاب رخت محو کرد هستی من

طریق و رسم دوبینی رها کن ای احول

که یک حقیقت و ماهیت است روح و بدن

بیا که چشم نسیمی به نور رخسارت

چنانکه دیده یعقوب شد ز پیراهن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن
  2. شمارهٔ ۲۱۵طالب یار، اول او را یار می‌باید شدن
  3. شمارهٔ ۲۱۶من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن
  4. شمارهٔ ۲۱۷نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
  5. شمارهٔ ۲۱۸ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
  6. شمارهٔ ۲۱۹ - ستایش فضل‌الله نعیمیگر طالب بقایی اول فنا طلب کن
  7. شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش حافظبیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن
  8. شمارهٔ ۲۲۱ - نکوهش دزدان لباس روحانیتای دل ار پختهٔ عشقی، طمعِ خام مکن
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.