پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن

کار سر سهل است اگر کارم به سر خواهد شدن

ترک جان مشکل نباشد در ره عشقت مرا

کام دل حاصل به جان، ای جان اگر خواهد شدن

هر که را جان در سر زلف تو کردن کار شد

نیست امکان کز پی کار دگر خواهد شدن

رشته جان مرا زلف تو چندان تاب داد

کز غم رویت شبی چون شمع بر خواهد شدن

خون خور ای دل در طلبکاری که عاشق را مراد

گر شود حاصل، به صد خون جگر خواهد شدن

گر کشد چشمت ز ابرو بر دلم روزی کمان

پیش تیر غمزه ها جانم سپر خواهد شدن

من نخواهم کرد دست از دامن وصلت رها

گر زمین و آسمان زیر و زبر خواهد شدن

ای که می گویی بپوش از روی خوبان دیده را

این سخن در جان من کی کارگر خواهد شدن؟

آنچنان می نالم از عشقت که تا باشد خبر

خلق عالم را ز درد من خبر خواهد شدن

دست دولت بر سرم خواهد نهادن تاج بخت

با میانت گر شبی دست و کمر خواهد شدن

جان بیمار نسیمی از تن، ای آرام دل

بی قرار از فرقت رویت به در خواهد شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن
  2. شمارهٔ ۲۱۷نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
  3. شمارهٔ ۲۱۸ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
  4. شمارهٔ ۲۱۹ - ستایش فضل‌الله نعیمیگر طالب بقایی اول فنا طلب کن
  5. شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش حافظبیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن
  6. شمارهٔ ۲۲۱ - نکوهش دزدان لباس روحانیتای دل ار پختهٔ عشقی، طمعِ خام مکن
  7. شمارهٔ ۲۲۲قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن
  8. شمارهٔ ۲۲۳با بخت سعد یارم چون هست یار با من
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.