پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸

ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن

وی رخت گردیده پیدا در عیان خویشتن

در جهان، خود عشق می بازی به حسن روی خود

عاشق و معشوق خویشی در جهان خویشتن

از لب خود در سؤالی و جواب از لفظ خود

با دو عالم در حدیثی از زبان خویشتن

مدتی گنج ظهورت بود در کنج نهان

عاقبت گشتی دلیلی در بیان خویشتن

بار چندی در تفرجگاه ذات پاک خود

حور حسن خویش بودی در جنان خویشتن

تاترا نشناسد اغیاری و هر نامحرمی

در لباس آب و گل کردی روان خویشتن

مدتی شد کو نسیمی از تو می‌جوید نشان

می‌ندانست آن که یابد از نشان خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۰حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتن
  2. شمارهٔ ۲۱۱تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن
  3. شمارهٔ ۲۱۲بیار باده که عید است و روز می خوردن
  4. شمارهٔ ۲۱۳طالب توحید را باید قدم بر «لا» زدن
  5. شمارهٔ ۲۱۴گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن
  6. شمارهٔ ۲۱۵طالب یار، اول او را یار می‌باید شدن
  7. شمارهٔ ۲۱۶من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن
  8. شمارهٔ ۲۱۷نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.