پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

سر خدا که بود نهان در همه جهان

شد آشکار از کرم فضل (در) جهان

افشاند فیض فضل به دامان روزگار

چندین جواهر ازل از کان کن فکان

کشف غطا، عطا شده اصحاب فضل را

بر رغم ذریات شیاطین انس و جان

اشیا، تمام، شد متکلم به نطق حق

گر نیست باور انطقناالله را بخوان

ارض و سما همه متبدل به نطق گشت

این بود وعده همه در آخرالزمان

کس واقف از بدیع سماوات کی شود

تا غافل است از نظر صاحب بیان

چندین هزار نفس مقدس به زیر خاک

رفتند ز آرزوی چنین روز ناتوان

امروز کرد جلوه جمال عروس غیب

امروز آمد آن مه گلچهره در میان

بد مخفی آن جمال حقیقت ز هر نظر

گردیده دیده از نظر حق در این زمان

شکر خدا که یافت نسیمی بیان فضل

دری که بود در صدف بحر لامکان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
  2. شمارهٔ ۲۰۹به کوی یار می‌باید به چشم خون‌فشان رفتن
  3. شمارهٔ ۲۱۰حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتن
  4. شمارهٔ ۲۱۱تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن
  5. شمارهٔ ۲۱۲بیار باده که عید است و روز می خوردن
  6. شمارهٔ ۲۱۳طالب توحید را باید قدم بر «لا» زدن
  7. شمارهٔ ۲۱۴گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن
  8. شمارهٔ ۲۱۵طالب یار، اول او را یار می‌باید شدن
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.