پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم

صورت خود یافتیم آیینه اشیا شدیم

تا شدیم از نکته چون عیسی و موسی باخبر

نوح را کشتی و اهل شرک را دریا شدیم

چون کمال معرفت گشتیم از فضل اله

عالم تعلیم علم علم الاسما شدیم

در محیط قل هوالله احد گشتیم غرق

لاجرم در ملک وحدت واحد و یکتا شدیم

صورت نقش من و او در میان سرپوش بود

چون بدین معنی رسیدیم از گلی پیدا شدیم

چون به سر کنت کنزا ما به حق بردیم راه

همچو خورشید از دل هر ذره‌ای گویا شدیم

ما چو عنقای ازل بودیم در قاف قدیم

نقل جا کردیم از آنجا، این زمان اینجا شدیم

نقطه پرگار هستی بی‌سر و پا یافتیم

زان جهت چون دور دایم بی‌سر و بی‌پا شدیم

چون نسیمی یافت در هر دو جهان مقصود خویش

بی‌نیاز از کام امروز و غم فردا شدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
  2. شمارهٔ ۲۰۲ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
  3. شمارهٔ ۲۰۳گوهر گنج حقیقت به حقیقت ماییم
  4. شمارهٔ ۲۰۴شق شد سماوات دخان از وجه خوب دلبران
  5. شمارهٔ ۲۰۵ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمان
  6. شمارهٔ ۲۰۶سر خدا که بود نهان در همه جهان
  7. شمارهٔ ۲۰۷ح ا ج یا خدای جهان!
  8. شمارهٔ ۲۰۸ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.