پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

چشم مستش به خواب می‌بینم

کار تقوی خراب می‌بینم

دیده را از خیال لعل لبش

ساغر پر شراب می‌بینم

عکس رویش میان دیده مدام

همچو ماهی در آب می‌بینم

پیش زاهد اگرچه عشق خطاست

من عاشق صواب می‌بینم

ساقیا می بیار کز مِیِ تو

همه شب آفتاب می‌بینم

پیش گلبرگ عارضش ز خیال

غنچه را در نقاب می‌بینم

ابروی شوخ و چشم سرمستش

فتنه شیخ و شاب می‌بینم

از خیال رخ و غم زلفش

همه شب ماهتاب می‌بینم

ای نسیمی نوشته بر رخ دوست

شرح ام الکتاب می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶ما حاصل از حیات رخ یار کرده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۹۷علت غایی ز امر کن فکان ما بوده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۹۸ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۹۹چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
  5. شمارهٔ ۲۰۰صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
  6. شمارهٔ ۲۰۱با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
  7. شمارهٔ ۲۰۲ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
  8. شمارهٔ ۲۰۳گوهر گنج حقیقت به حقیقت ماییم
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.