پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳ - ستایش فضل‌الله نعیمی

فضل اله یار شد یار دگر چه می‌کنم

قوت دلم به جز غمش خون جگر چه می‌کنم

بر سر کوی وحدتش گنج نهان چو یافتم

تا به ابد غنی شدم گنج و گهر چه می‌کنم

مهر گیاه مهر او کرد دلم چو کیمیا

معدن لعل و در شدم نقره و زر چه می‌کنم

سر وجود کن فکان از رخ و زلف شد عیان

غیب نماند بعد از این، قول و خبر چه می‌کنم

از لب لعل آن صنم کام چو شد میسرم

من همه شهد و شکرم شهد و شکر چه می‌کنم

سی و دو حرف روی او روز و شب است ذکر من

ورد زبان به غیر از این شام و سحر چه می‌کنم

دیده و دل ز روی او چون همه عین نور شد

نور بصر بس این قدر، کحل بصر چه می‌کنم

شمس و قمر کجا بود همچو رخ منیر او

خوش‌تر از این خور، ای ملک شمس و قمر چه می‌کنم

سی و دو حرف لم یزل در رخ او چو خوانده‌ام

حرف و هجای عشق را زیر و زبر چه می‌کنم

قدس دلم فرو گرفت آتش عشق شش جهت

کار لقا تمام شد طور و شجر چه می‌کنم

آن که بگشت نه فلک در طلبش به سر بسی

یافته شد به شهر من، من به سفر چه می‌کنم

«فضل» نهاد بر سرم تاج شرف نسیمیا

اسب و قبا کجا برم تاج و کمر چه می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم
  2. شمارهٔ ۱۹۶ما حاصل از حیات رخ یار کرده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۹۷علت غایی ز امر کن فکان ما بوده‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۹۸ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۹۹چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
  6. شمارهٔ ۲۰۰صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
  7. شمارهٔ ۲۰۱با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
  8. شمارهٔ ۲۰۲ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.