پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟

ساقیا جامی بده تا خرقه را گلگون کنم

کو لبالب ساغری بر یاد چشم مست دوست

تا خمار خودپرستی را ز سر بیرون کنم

ای صبا زنجیر جعد طره لیلی کجاست؟

تا علاج این دل بیچاره مجنون کنم

دوش چشمم با خیالش گفت بگذر بر سرم

گفت بی کشتی گذر چون بر سر جیحون کنم

گر برآرم دود آه از سینه پردرد خویش

کوه را از ناله دلسوز چون هامون کنم

شد به خونم تشنه لعلش، ساقیا جامی بیار

تا رگ جان از شراب آتشی پرخون کنم

ساقیم گوید که می خور، ناصحم گوید مخور

قول ساقی بشنوم یا پند ناصح؟ چون کنم؟

با من شیدا چو وحش الفت نمی گیرد دلش

آن پریوش را نمی دانم که چون افسون کنم

ای که می گویی بپوشان از رخ خوبان نظر

گر گناه است این، برآنم کاین گناه افزون کنم

دور چرخم دور کرد از یار و بختم یار نیست

الغیاث از بخت بد، یا ناله از گردون کنم؟

خم گرفت از بار غم پشت نسیمی چون هلال

دال خوانم یا چو ابروی تو نامش نون کنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴چشم مستش به خواب می‌بینم
  2. شمارهٔ ۱۹۵شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم
  3. شمارهٔ ۱۹۶ما حاصل از حیات رخ یار کرده‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۹۷علت غایی ز امر کن فکان ما بوده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۹۸ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۹۹چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
  7. شمارهٔ ۲۰۰صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
  8. شمارهٔ ۲۰۱با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.