پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم

به هر اشیا که پیوندی درون جان او جانم

هر آن ظاهر که می‌بینی منم صورت به عین او

هر آن ناظر که دریابی در او سری است پنهانم

منم یوسف جهان چاه است، منم نوح و زمین کشتی

بود نفس سگم فرعون و من موسی عمرانم

دلم یونس تنم حوت است و اشیا بحر بی‌پایان

همه عالم به یک حمله بجنبد گر بجنبانم

محمد عقل کلم شد که نفس آمد براق او

علی ام عشق و تن دل دل به شرق و غرب پویانم

سرم عرش است و پا کرسی، از این برتر مکان نبود

جگر دوزخ دلم جنت که منظرگاه جانانم

حقیقت تیغ صمصامم همه عالم غلاف او

اگر عالم شکست آید که من آن تیغ برّانم

سخن خورشید شد ما را دهان و گوش شرق و غرب

مه رخشان بود چشمم که اندر چرخ گردانم

تو را بدفعل شیطانی است روح ادراک ربانی

اگر ادرک او دانی بدانی آنچه می‌دانم

به بحر و بر گذر کردم به خشک و تر سفر کردم

نشان بی‌نشانی را نسیمی‌وار می‌دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱ - ستایش فضل‌الله نعیمیپیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم
  2. شمارهٔ ۱۹۲شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟
  3. شمارهٔ ۱۹۳ - ستایش فضل‌الله نعیمیفضل اله یار شد یار دگر چه می‌کنم
  4. شمارهٔ ۱۹۴چشم مستش به خواب می‌بینم
  5. شمارهٔ ۱۹۵شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم
  6. شمارهٔ ۱۹۶ما حاصل از حیات رخ یار کرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۹۷علت غایی ز امر کن فکان ما بوده‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۹۸ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.