پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم

تو شاه حسنی و غیر از رخ تو شاه ندارم

سجود روی تو کردن اگر گناه شناسد

فقیه دیو طبیعت، جز این گناه ندارم

مرا بجز تو اگر هست خالقی و الهی

تو را به حق نپرستیدم و اله ندارم

زدم به دامن زلف تو دست و، روی سفیدم

که روز حشر جز این نامه سیاه ندارم

به عهد زلف تو کردم وفا، رخ تو گواه است

جز این دو شاهد عدل، ای صنم گواه ندارم

به زلف و خال تو ره برده ام به جنت عدن

بدان مقام جز این حرف و نقطه راه ندارم

به وصف ابرو و چشمت گرفته ام دو جهان را

که بهر فتح ممالک جز این سپاه ندارم

ز مهر روی توام در پناه ملجاء زلفت

از آن جهت که جز این ملجاء و پناه ندارم

بر آستانه فضلت نهاده ام سر طاعت

برای آن که جز این در، امیدگاه ندارم

شبیه روی تو در خاطرم چگونه درآید

به بی شبیهی رویت، چو اشتباه ندارم

چو خاک بر سر کویت فتاده ام، شرف این بس

به چشم دشمن اگر هیچ قدر و جاه ندارم

خیال روی تو خود شمع بارگاه دلم شد

اگرچه در خور آن شمع بارگاه ندارم

ز فرقت تو برآوردم از دل آه و دگر چه

برآورم از دل خسته چون جز آه ندارم

نسیمی از همه سویی نظر به روی تو دارد

نگاه دار مرا چون جز این نگاه ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم
  2. شمارهٔ ۱۹۰منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم
  3. شمارهٔ ۱۹۱ - ستایش فضل‌الله نعیمیپیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم
  4. شمارهٔ ۱۹۲شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟
  5. شمارهٔ ۱۹۳ - ستایش فضل‌الله نعیمیفضل اله یار شد یار دگر چه می‌کنم
  6. شمارهٔ ۱۹۴چشم مستش به خواب می‌بینم
  7. شمارهٔ ۱۹۵شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم
  8. شمارهٔ ۱۹۶ما حاصل از حیات رخ یار کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.