پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

ای صورت جمالت بر لوح جان منقش

هستم ز فکر زلفت آشفته و مشوش

تابنده همچو رویت، دلجوی همچو قدت

ماهی که دید روشن؟ سروی که دید سرکش؟

گفتم ز چین زلفت دل را نگاه دارم

ابروت گفت نی نی، کردی غلط به هر شش

کیش دلم ز چشمت ای ماه حاجب ابرو

پر تیر غمزه بادت پیوسته همچو ترکش

دل در خلاص عشقت، صافی شده است و خالص

ز آتش چه باک دارد قلب سلیم بی غش؟

می کاهم از دل و جان، چون شمع از دل خود

کاهش نمی پذیرد مهر بتان مهوش

سر اناالحق از ما، چون گشت آشکارا

منصور مست را گو ما را به دار برکش

خوش کرده ای به بویش ای باد وقت ما را

ای باد! باد وقتت دایم چو وقت ما خوش

حسن رخ چو ماهش از زلف می فزاید

بنما مهی که او را خوبی فزاید ابرش

در باغ حسن خوبان تا بود و هست و باشد

سی و دو باد و خاکم، سی و دو آب و آتش

خط تو را نسیمی نامش نهاد ریحان

سهوی است این محقق بر سهو او قلم کش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع
  2. شمارهٔ ۱۶۶می‌کشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف
  3. شمارهٔ ۱۶۷صراحی می‌زند هردم انالحق
  4. شمارهٔ ۱۶۸ای صبا هست رخ یار به غایت نازک
  5. شمارهٔ ۱۶۹ - ستایش فضل‌الله نعیمیتا شنیدم سخن فضل خدا در کپنک
  6. شمارهٔ ۱۷۰ - ستایش فضل‌الله نعیمیدولت وصل تو را یافته‌ام در کپنک
  7. شمارهٔ ۱۷۱ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ
  8. شمارهٔ ۱۷۲این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.