پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر

کار دلم شد عشق تو، دل چون کند کاری دگر

بازار زلفت سر به سر، سوداست ای مَهرخ، ولی

دارد دلم با وصل تو سودا و بازاری دگر

عشق است بار دل مرا ناصح مده دردسرم

عاشق نخواهد بعد از این برداشتن باری دگر

سودای مهرویان مرا بیرون نخواهد شد ز سر

صدبار گفتم این سخن، می‌گویم این باری دگر

ای مه! دم از خوبی مزن با آفتاب روی او

زیرا که هست آن سیمتن خورشید رخساری دگر

تا عشق روی دلبران کار من دلخسته شد

هردم گرفتارم به جان در عشق دلداری دگر

با زلف او چون بسته‌ام عهد محبت جاودان

حاشا که چون زاهد میان بندم به زناری دگر

کار من رند از جهان مستی و عشق یار بس

خلوت‌نشین می‌باش گو، با من به انکاری دگر

بر دار ظاهر بود اگر مست اناالحق پیش از این

منصور این اسرار هست هر لحظه بر داری دگر

نظم نسیمی سر به سر دردانه دان ای سیمبر!

در گوش دل کش سربه‌سر کاین هست گفتاری دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴رق منشور است انسان، رق نگر
  2. شمارهٔ ۱۵۵دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
  3. شمارهٔ ۱۵۶اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
  4. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظتکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور
  5. شمارهٔ ۱۵۸ای ز آفتاب رویت روز جهان منور
  6. شمارهٔ ۱۵۹بر سینه من ناوک مژگان زده‌ای باز
  7. شمارهٔ ۱۶۰بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز
  8. شمارهٔ ۱۶۱زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.