پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر

دولتم شد یار و بخت سعد همراهم دگر

مدتی عقلم ز راه عشق گمره گشته بود

جذبه لطفش کشید، آورد با راهم دگر

در خیالم فکر زهد و توبه و طامات بود

عشق آن بت رخ نمود از پرده ناگاهم دگر

داشتم چون غنچه مستور آتش دل در درون

کرد رسوایش چنین آن دود و این آهم دگر

ز آب چشمم پای در گل بود آن سرو بلند

باز چون بید است بر سر دست کوتاهم دگر

مهر آن خورشید تابان بر دلم چون ماه نو

هردم افزون گشت و من چون شمع می کاهم دگر

جان دهم من، هرشبی چون شمع، باد صبحدم

زنده می سازد به بویش هر سحرگاهم دگر

یار سنبل مو که جوجو خرمن عمرم بسوخت

می دهد بر باد سودا باز چون کاهم دگر

من ز چشم مست ساقی در خمارم روز و شب

مستی این می مرا بس، می نمی خواهم دگر

چون نسیمی من نخواهم توبه کرد از روی خوب

این نصیحت کم کن ای زاهد، به اکراهم دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
  2. شمارهٔ ۱۵۴رق منشور است انسان، رق نگر
  3. شمارهٔ ۱۵۵دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
  4. شمارهٔ ۱۵۶اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
  5. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظتکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور
  6. شمارهٔ ۱۵۸ای ز آفتاب رویت روز جهان منور
  7. شمارهٔ ۱۵۹بر سینه من ناوک مژگان زده‌ای باز
  8. شمارهٔ ۱۶۰بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.