پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور

شود ود از جمالش لش مه و خور خور منور ور

منش مه مه نگویم یم که مه مه را نباشد شد

دو گیسو سو مسلسل سل، دو طره ره معنبر بر

یکی چینی ز جعدش دش اگر گر گر گشاید ید

شود ود از نسیمش مش دماغم غم معطر طر

رخانش نش چو لاله له دو چشمش مش چو نرگس گس

دهانش نش چو پسته ته لبانش نش چو شکر کر

عرق رق می‌کند گل گل ز رویش یش به بستان تان

خجل جل می‌شود ود ود ز قدش دش صنوبر بر

مرادم دم جز او او او نباشد شد که باشد شد

وصالش لش به عمرم رم دمی می می میسر سر

دلم لم خوش نخواهد هد شدن دن با کلامش مش

مشرف رف اگر گردد به تحسین سین دلبر بر

ازین سان سان غزل‌ها ها نسیمی می بگفتا تا

موشح شح مسجع جع مرصع صع مکرر رر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸ای ز آفتاب رویت روز جهان منور
  2. شمارهٔ ۱۵۹بر سینه من ناوک مژگان زده‌ای باز
  3. شمارهٔ ۱۶۰بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز
  4. شمارهٔ ۱۶۱زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس
  5. شمارهٔ ۱۶۲ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس
  6. شمارهٔ ۱۶۳ای صورت جمالت بر لوح جان منقش
  7. شمارهٔ ۱۶۴باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش
  8. شمارهٔ ۱۶۵رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.