پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار

نیست ایمانم اگر باشد مرا زان بار بار

گر همی داری به دل روز وصالت دوست دوست

خیز و مثل چشم ما شب تا سحر بیدار دار

در کفت گر زهر آید رو تو هم چون نوش نوش

زان که تریاکش بود بر لعل شکر بار بار

وقت گل شد بر لب جو دلبر دلجوی جوی

واندر این موسم همیشه عیش با دلدار دار

بلبلان را گر نبودی هیچ از آن گلزار بوی

کی زدندی صد هزاران نعره در گلزار زار

زهدا! در حلقه دردی کشان دردی بچش

تا بباشی در میان عاشقان هشیار یار

عابد اندر حلقه رندان نشد بی ترک ترک

باش گو چون حلقه آن سگ بر در و خونخوار خوار

ای نسیمی! چون نمی آید از این انکار کار

خیز و خود را از یقین خود تو برخوردار دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰در خرابات عشق وقت سحر
  2. شمارهٔ ۱۵۱دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
  3. شمارهٔ ۱۵۲ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
  4. شمارهٔ ۱۵۳ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
  5. شمارهٔ ۱۵۴رق منشور است انسان، رق نگر
  6. شمارهٔ ۱۵۵دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
  7. شمارهٔ ۱۵۶اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
  8. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظتکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.