پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

روشن است این و راست می‌گوید

آن که «مه روی ماست» می‌گوید

سرو را، یار، «اگر نه عاشق ماست

پای در گل چراست؟» می‌گوید

سنبلش گفت «ملک حسن مراست»

کج نشسته است و راست می‌گوید

گفتم ای دل ز عشق یکتا شو

«سر زلفش دوتاست» می‌گوید

بر در دل، غمش، چو می‌گویم:

کیستی؟، «آشناست» می‌گوید

من « میانت کجاست؟» می‌گویم

او «میانم کجاست» می‌گوید

صورتش را ز هرکه پرسیدم

«جام گیتی‌نماست» می‌گوید

هرکه او را به چشم معنی دید

«به حقیقت خداست» می‌گوید

چین زلفش به مشک می‌خوانم

«همه فکرت خطاست» می‌گوید

گفتمش: حاجتم برآر از لب

«حاش لله رواست» می‌گوید

«همچو چشم خوش نگار از خواب

فتنه‌ای برنخاست» می‌گوید

دلبرم، یک نفس وصالش را

هردو عالم بهاست» می‌گوید

با من ابرو و خط و زلف و رخش

«روز هر وصل و لقاست» می‌گوید

لب جان‌پرورش نسیمی را

«مست آن چشم‌هاست» می‌گوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
  2. شمارهٔ ۱۵۰در خرابات عشق وقت سحر
  3. شمارهٔ ۱۵۱دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
  4. شمارهٔ ۱۵۲ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
  5. شمارهٔ ۱۵۳ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
  6. شمارهٔ ۱۵۴رق منشور است انسان، رق نگر
  7. شمارهٔ ۱۵۵دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
  8. شمارهٔ ۱۵۶اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.