پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشید

حرف رندی بر سر سجاده می‌باید کشید

روی ننماید، چو بر آیینه باشد نقش زنگ

صورت آیینه دل، ساده می‌باید کشید

ناز ابروی کماندارش به جان و دل بکش

کاین کمان را عاشق افتاده می‌باید کشید

بر سرم روزی وصالش گفت خواهم پا نهاد

منت پایش به جان ننهاده می‌باید کشید

هرچه از یار آید ای دل تا که جان داری چو شمع

بر سر عهدش به جان استاده می‌باید کشید

در غم رویش ز چشم درفشان هردم مرا

ماجرای اشک مردم‌زاده می‌باید کشید

می‌کشیدم دل به زلفش سر ز من پیچید و گفت

هردو عالم در بهایش داده می‌باید کشید

تا خجالت‌ها کشد سرو از قد خود در چمن

صورت آن قامت آزاده می‌باید کشید

دور قلاشی و رندی آمد ای دل جام می

از لب ساقی چنین آماده می‌باید کشید

حامل سجاده را ای رند صاحبدل بگو

کان لعل آمد چرا سجاده می‌باید کشید

ای نسیمی چون زمان مستی و جام می است

با حریفان موحد باده می‌باید کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷روشن است این و راست می‌گوید
  2. شمارهٔ ۱۴۸کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
  3. شمارهٔ ۱۴۹مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
  4. شمارهٔ ۱۵۰در خرابات عشق وقت سحر
  5. شمارهٔ ۱۵۱دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
  6. شمارهٔ ۱۵۲ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
  7. شمارهٔ ۱۵۳ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
  8. شمارهٔ ۱۵۴رق منشور است انسان، رق نگر
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.