پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید

تا نشد دل ز جفا خون به مقامی نرسید

آن که از دست غمت خون جگر نوش نکرد

از کف ساقی مقصود به جامی نرسید

کی شود محرم اسرار تجلی رخت

چون کلیم از لبت آن کو به کلامی نرسید

دور خوبی به جهان گرچه بسی آمد و رفت

بجز از دور جمالت به دوامی نرسید

نیست از اهل بصیرت، به یقین آن محروم

کز لبت سلمه الله به سلامی نرسید

آتش غم که نصیب من دلسوخته بود

منت از فضل الهی که به خامی نرسید

دل من رفت به کوی تو، بجویش، زنهار

که چنین صید هوادار به دامی نرسید

شب هجران تو روزی به سر آید بر من

کی دم صبح برآمد که به شامی نرسید

تا ز بند سر زلفت گرهی باز نشد

بوی جان در همه عالم به مشامی نرسید

برو ای زاهد از این زهد ریایی بگذر

کان که نگذشت ز ناموس به نامی نرسید

تا نشد چشم نسیمی ز غمت لؤلؤ بار

گوهر نظم سرشکش به نظامی نرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
  2. شمارهٔ ۱۴۷روشن است این و راست می‌گوید
  3. شمارهٔ ۱۴۸کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
  4. شمارهٔ ۱۴۹مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
  5. شمارهٔ ۱۵۰در خرابات عشق وقت سحر
  6. شمارهٔ ۱۵۱دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
  7. شمارهٔ ۱۵۲ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
  8. شمارهٔ ۱۵۳ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.