پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

بیا که بی‌تو مرا این جهان نمی‌باید

به جز وصال تو ما را جنان نمی‌باید

زمانه ملک سلیمانم ار دهد بی‌تو

نخواهم آن که مرا بی‌تو آن نمی‌باید

بیا که بی‌تو گدایان کوی عشقت را

سریر سلطنت جاودان نمی‌باید

به جز هوای سر کویت ای شه خوبان!

کنار سبزه و آب روان نمی‌باید

به تیغ هجر بکشتی مرا و برگشتی

تراست حکم ولی آنچنان نمی‌باید

(به پرسش من بیمارت التفاتی نیست

مگر تو را دل این ناتوان نمی‌باید)

به قول مدعیان می‌کنی کنار از من

میان ما و تو این در میان نمی‌باید

بیا که بی‌سَرِ زلفت منِ پریشان را

نسیم غالیه مشک‌سان نمی‌باید

شکرلبان بهشتی اگرچه بسیارند

مرا جز آن بت شیرین‌دهان نمی‌باید

گمان مبر که نسیمی به جز تو دارد دوست

که در یقین محبت گمان نمی‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
  2. شمارهٔ ۱۴۴جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
  3. شمارهٔ ۱۴۵ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشید
  4. شمارهٔ ۱۴۶شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
  5. شمارهٔ ۱۴۷روشن است این و راست می‌گوید
  6. شمارهٔ ۱۴۸کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
  7. شمارهٔ ۱۴۹مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
  8. شمارهٔ ۱۵۰در خرابات عشق وقت سحر
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.