پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

مقام عشق مهرویان دل پردرد می‌باید

دل پردرد جانبازان ز هستی فرد می‌باید

طریق عشق آن دلبر به بازی کی توان رفتن

ره مردان مرد است این، در این ره مرد می‌باید

دل و دامن ز آلایش نگه دار ای دل عارف

که از زنگ، آینه صافی و ره بی‌گرد می‌باید

چو شمع ای عاشق آه گرم و روی زرد حاصل کن

که عاشق را سرشک گرم و آه سرد می‌باید

نشان عاشق صادق رخ زرد است و سوز دل

ز عشقش سوز دل گر هست روی زرد می‌باید

به خواب و خور مشو عاشق چو حیوان گرنه حیوانی

که انسان چون ملک فارغ ز خواب و خورد می‌باید

ز خار فرقت ای بلبل منال امروز و دم درکش

ز باغ وصل گل فردا تو را گر وَرد می‌باید

دم سرمای دی گرچه چمن را کرد افسرده

برای نوبهار و گل زمان برد می‌باید

مگو در عشق آن دلبر که خواهم کرد جان قربان

دل این کار اگر داری حدیث از کرد می‌باید

بیا با مهرهٔ عشقش دو عالم را بباز ای دل

که عشق پاکبازان را از این سان نرد می‌باید

نسیمی را به درد خود دوایی بخش و درمان کن

که جان دردمندان را همیشه درد می‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱بیا که بی‌تو مرا این جهان نمی‌باید
  2. شمارهٔ ۱۴۲آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید
  3. شمارهٔ ۱۴۳کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
  4. شمارهٔ ۱۴۴جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
  5. شمارهٔ ۱۴۵ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشید
  6. شمارهٔ ۱۴۶شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
  7. شمارهٔ ۱۴۷روشن است این و راست می‌گوید
  8. شمارهٔ ۱۴۸کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.