پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

شبی که ماه من از مطلع جمال برآید

مه تمام ببینی که با کمال برآید

نهال سرو بلندت به روضه گر بخرامد

درخت سدره و طوبی ز اعتدال برآید

نقاب سنبل مشکین ز برگ لاله برافکن

میان باغ که تا گل ز انفعال برآید

به پیش روی تو مه گفت می روم که برآیم

چو مهر، دارد اگر خاطر زوال، برآید

بود به مصحف رویت تفألم همه، زانرو

همیشه سوره یوسف مرا به فال برآید

خیال قد تو برمی زند سر از دلم آری

میان دل، الف، ای سرو ناز، دال برآید

اگر چو اهل زمینت ملک جمال ببیند

ز قدسیان سما «جل ذوالجلال » برآید

دمید گرد لب روح پرورت خط مشکین

چو سبزه ای که ز سر چشمه زلال برآید

ز شمع روی تو تابی بر آفتاب اگر افتد

به ابروی تو که پیوسته چون هلال برآید

میان صومعه بیتی از این غزل چو بخوانند

هزار ناله مستانه ز اهل حال برآید

نسیمی از دهنت می دهد نشان حقیقت

که را رسد که جز او گرد این خیال برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹مقام عشق مهرویان دل پردرد می‌باید
  2. شمارهٔ ۱۴۰مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمی‌باید
  3. شمارهٔ ۱۴۱بیا که بی‌تو مرا این جهان نمی‌باید
  4. شمارهٔ ۱۴۲آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید
  5. شمارهٔ ۱۴۳کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
  6. شمارهٔ ۱۴۴جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
  7. شمارهٔ ۱۴۵ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشید
  8. شمارهٔ ۱۴۶شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.