پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

حق بین نظری باید تا روی مرا بیند

چشمی که بود خودبین، کی روی خدا بیند

دل آینه او شد کو تشنه دیداری

تا همچو کلیم الله بر طور لقا بیند

از مشرق دیدارش آن را که بود دیده

انوار تجلی را پیوسته چو ما بیند

آنرا که چو ما سینه صافی شد از آلایش

در جام دل از مهرش چون صبح صفا بیند

وصف رخ چون ماهت «الله جمیل » آمد

هر مرده در این معنی این نکته کجا بیند

شرح ید بیضا را موسی صفتی باید

کو حیه تسعی را در دست عصا بیند

چون سنبل پرچینش با برگ گل و نسرین

محرم نتواند شد چشمی که خطا بیند

چون جور پریرویان مهر است و وفاداری

خرم دل آن عاشق کز یار جفا بیند

جان در طلب وصلش خواهد که کند فریاد

بو کز لب او هردم صدگونه شفا بیند

هست از کرم درمان، محروم ابودردا

کو درد دل خود را غیر از تو دوا بیند

ای چشم نسیمی را از روی تو بینایی

او را که تو منظوری غیر از تو که را بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱قبله عشاق عارف صورت رحمان بود
  2. شمارهٔ ۱۳۲آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود
  3. شمارهٔ ۱۳۳بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
  4. شمارهٔ ۱۳۴نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود
  5. شمارهٔ ۱۳۵آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
  6. شمارهٔ ۱۳۶گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
  7. شمارهٔ ۱۳۷شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
  8. شمارهٔ ۱۳۸به جان وصل تو می‌خواهم ولیکن برنمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.