پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود

رحمتی کن رحمتی بر عاشق شیدای خود

سایه طوبی ز قدت بر سر اندازم شبی

تا که برخوردار باشی از قد و بالای خود

روز و شب پیش خیالت هستم از جان در سجود

عاشق حق کی پرستد جز بت زیبای خود

خانه دل جاودان جای تو کردم، حاکمی

گر کنی معمور، اگر ویرانه سازی جای خود

هر زمان آشفته تر می بینم از زلفت بسی

بی رخت حال دل بیمار پرسودای خود

ای به رقص آورده اجزای وجودم ذره وار

در هوای آفتاب حسن بی همتای خود

هر نفس می بینم از درد فراقت سوخته

همچو شمع ای سرو سیم اندام سر تا پای خود

در غم لعل لب و دردانه دندان تو

لعل و درها دارم از مژگان خون پالای خود

چون مه تابان برافروز از رخ، ایوانم شبی

تا بگویم با دو زلفت یک به یک غم‌های خود

وصل رویت را دو عالم کرده ام قیمت ولی

جوهری داند بهای گوهر یکتای خود

آنچه بر جان نسیمی از فراقت می رود

با دل کوه ار بگویی برکند از جای خود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
  2. شمارهٔ ۱۳۷شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
  3. شمارهٔ ۱۳۸به جان وصل تو می‌خواهم ولیکن برنمی‌آید
  4. شمارهٔ ۱۳۹مقام عشق مهرویان دل پردرد می‌باید
  5. شمارهٔ ۱۴۰مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمی‌باید
  6. شمارهٔ ۱۴۱بیا که بی‌تو مرا این جهان نمی‌باید
  7. شمارهٔ ۱۴۲آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید
  8. شمارهٔ ۱۴۳کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.