پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

قبله عشاق عارف صورت رحمان بود

جان و دل در عشق جانان باختن خوب آن بود

پیش روی خوبرویان سجده می آرم، فقیه!

قبله ای کی به ز روی و صورت خوبان بود

زاهد اندر عشق او در باز جان و دل چو من

زان که هر کو عشق او زینسان بود انسان بود

نکته سر خدا در صورت خوبان خفی است

محرم این نکته جان عاشق حیران بود

کی به جان واماند از جانان، بگو ناصح، کسی

عاشق مقتول خود را چون دیت جانان بود

رنج و اندوه فراق عاشق غمدیده را

صورت سبع مثانی وجه او درمان بود

ناصحا فکر من اندر عشق او جان دادن است

کی مرا فکر غم زولانه و زندان بود

عشق می بازد نسیمی تا اثر باشد از او

عشق بازی با جمال دوست جاویدان بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
  2. شمارهٔ ۱۳۴نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود
  3. شمارهٔ ۱۳۵آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
  4. شمارهٔ ۱۳۶گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
  5. شمارهٔ ۱۳۷شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
  6. شمارهٔ ۱۳۸به جان وصل تو می‌خواهم ولیکن برنمی‌آید
  7. شمارهٔ ۱۳۹مقام عشق مهرویان دل پردرد می‌باید
  8. شمارهٔ ۱۴۰مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمی‌باید
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.