پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

صور دمم تا همه بی جان شوند

جان چو نماند سوی جانان شوند

از تگ دوزخ به بهشتی روند

وز تگ طوبی به گلستان شوند

گرچه در این چاه بدن بوده اند

رفته کنون یوسف کنعان شوند

بال نه و هر دو جهان زیر پر

پای نه و بر فلک آسان شوند

جغدوشانند و شوند شاهباز

مور ضعیفند و سلیمان شوند

ذره گذارند و شوند آفتاب

قطره بمانند و چو عمان شوند

دامن دولت چو به چنگ آورند

در حرم حضرت سلطان شوند

بر زبر دایره لامکان

بی سر و بی پا همه رقصان شوند

گریه گذارند و غم و آرزو

خوشدل و فرخنده و خندان شوند

جهل نماند همه دانش شوند

کفر نماند همه ایمان شوند

نوبت خود بر سر گردون زنند

چون که در این راه تو قربان شوند

چرخ برآرند مسیحاوشان

وان که خرانند به کهدان شوند

از خر دجال اگر بگذرند

همنفس عیسی دوران شوند

از خود و از ننگ جهان وارهند

همچو نسیمی همه حیران شوند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰قمر از روی تو دارد خبری، می‌گویند
  2. شمارهٔ ۱۳۱قبله عشاق عارف صورت رحمان بود
  3. شمارهٔ ۱۳۲آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود
  4. شمارهٔ ۱۳۳بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
  5. شمارهٔ ۱۳۴نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود
  6. شمارهٔ ۱۳۵آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
  7. شمارهٔ ۱۳۶گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
  8. شمارهٔ ۱۳۷شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.