پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

سر چه باشد که نثار قدم یار کنند

یا دل و دین به چه ارزد که در این کار کنند

قبله جان نبود جز رخ جانان زان رو

عاشقان قبله خود ابروی دلدار کنند

کی تواند شدن از سر انا الحق واقف

هر که او را غم آن است که بردار کنند

شرطش آن است که بر دار ببیند خود را

هر که از فضل تواش واقف اسرار کنند

آن گروهی که در انکار منند از عشقت،

گر ببینند رخت را همه اقرار کنند

اهل تحصیل ندارند ز معنی خبری

سبق عشق تو در مدرسه تکرار کنند

دردمندان تو هر لحظه دلی می طلبند

تا به درد و غم عشق تو گرفتار کنند

خبر از جنت روی تو ندارند آنان

کآرزوی چمن و رغبت گلزار کنند

پیش روی تو بود سجده ارباب یقین

گرچه کوته نظران روی به دیوار کنند

گر شوند از می اسرار تو واقف زهاد

سالها خادمی خانه خمار کنند

ساکنان سر کویت چو نسیمی شب و روز

به طواف حرم کعبه شدن عار کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸صور دمم تا همه بی جان شوند
  2. شمارهٔ ۱۲۹حق بین نظری باید تا روی مرا بیند
  3. شمارهٔ ۱۳۰قمر از روی تو دارد خبری، می‌گویند
  4. شمارهٔ ۱۳۱قبله عشاق عارف صورت رحمان بود
  5. شمارهٔ ۱۳۲آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود
  6. شمارهٔ ۱۳۳بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
  7. شمارهٔ ۱۳۴نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود
  8. شمارهٔ ۱۳۵آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.