پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

یار ما صاحب حسن است جفا چون نکند

می کند، خوب، جفا دلبر ما، چون نکند

خسرو کشور حسن است و ملاحت یارم

جور بر عاشق مسکین گدا چون نکند

دلم از باد صبا بوی سر زلفش یافت

جان فدای قدم باد صبا چون نکند

می کند جور و ز من چشم وفا دارد یار

عاشق دلشده با یار وفا چون نکند

چشم ترکش به جفا خون دلم می ریزد

دلسیاهی که بود مست، خطا چون نکند

آن که شد عاشق ابروی کماندار حبیب

دل و جان را هدف تیر بلا چون نکند

ید بیضای جمالش چو ببیند زاهد

ترک سجاده و تسبیح و عصا چون نکند

هر کرا دیده به شمع رخ او بینا شد

همچو پروانه برش جان به فدا چون نکند

حاجت ما ز در یار، یقین، چون یار است

یار صاحب کرم از لطف عطا چون نکند

جور خوبان جهان چون همه با اهل دل است

با نسیمی ستم آن ماه‌لقا چون نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰ماه بدر از روی خورشیدم حکایت می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۲۱عقل را سودای گیسوی تو مجنون می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۲۲صاحب نظران قیمت سودای تو دانند
  4. شمارهٔ ۱۲۳عارفان روی تو را نور یقین می‌خوانند
  5. شمارهٔ ۱۲۴آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
  6. شمارهٔ ۱۲۵عابدان حق سجود قبله رویت کنند
  7. شمارهٔ ۱۲۶سر چه باشد که نثار قدم یار کنند
  8. شمارهٔ ۱۲۷دردمندان تو اندیشه درمان نکنند
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.