پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

ماه بدر از روی خورشیدم حکایت می‌کند

وین سخن در جان اهل دل سرایت می‌کند

گرچه می‌خواهد که ریزد چشم مستش خون دل

زلفش از روی کرم چندین حمایت می‌کند

شهر دل معمور می‌دارد شه عشقش ولی

لشکر شوقش خرابی در ولایت می‌کند

کی تواند محرم اسرار عشق او شدن

ابلهی کو تکیه بر عقل و کفایت می‌کند

شکر ایام وصال گل چه داند بلبلی

کز جفای خار نالش یا شکایت می‌کند

آنکه مست چشم خوبان نیست ای دل! مجرم است

شحنه عشقش بدین معنی جنایت می‌کند

هست با حق در میان کعبه و دیر و کنشت

چون نسیمی هر کرا فضلش هدایت می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲صاحب نظران قیمت سودای تو دانند
  2. شمارهٔ ۱۲۳عارفان روی تو را نور یقین می‌خوانند
  3. شمارهٔ ۱۲۴آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
  4. شمارهٔ ۱۲۵عابدان حق سجود قبله رویت کنند
  5. شمارهٔ ۱۲۶سر چه باشد که نثار قدم یار کنند
  6. شمارهٔ ۱۲۷دردمندان تو اندیشه درمان نکنند
  7. شمارهٔ ۱۲۸صور دمم تا همه بی جان شوند
  8. شمارهٔ ۱۲۹حق بین نظری باید تا روی مرا بیند
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.