پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند

زانروی چو منصور همه بر سر دارند

رحم آر به جان و دل این قوم که در عشق

مجروح و دل آزرده و بیمار و نزارند

هیچ است جهان در نظر همت ایشان

غیر از تو کسی در دو جهان هیچ ندارند

با یاد تو شب تا به سحر با دل پرسوز

فریاد ز جان هر نفس از عشق برآرند

کردند شمار همه کس در ره عشقت

از هیچ کسان نیز مرا هم نشمارند

گفتی به نسیمی که به جان طالب مایی

ای دولت آندم که مرا با تو گذارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶تشبیه رویت آن که به گل یاسمن کند
  2. شمارهٔ ۱۱۷دل فغان از جورت ای جان حاش لله چون کند؟
  3. شمارهٔ ۱۱۸یار ما صاحب حسن است جفا چون نکند
  4. شمارهٔ ۱۱۹چشمی که جز مطالعه روی او کند
  5. شمارهٔ ۱۲۰ماه بدر از روی خورشیدم حکایت می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۲۱عقل را سودای گیسوی تو مجنون می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۲۲صاحب نظران قیمت سودای تو دانند
  8. شمارهٔ ۱۲۳عارفان روی تو را نور یقین می‌خوانند
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.