پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد

زهی فالی که تفسیرش همه حسن و جمال آمد

ز رویت خوب‌تر نقشی نیامد در خیال من

مرا خود کی به جز روی تو نقشی در خیال آمد

غم دوری نخواهد بود و هجران تا ابد ما را

ز خوان «نحن نرزق» چون نصیب ما وصال آمد

رموز «من لدن» بر من از آن شد مو به مو روشن

که در تحقیق این علمم دلیل آن خط و خال آمد

شراب کوثر لعلش که بود از دیده‌ها غایب

به فضل حق رسید این عین و آن آب زلال آمد

ز هر نقشی که می‌بندد فلک، روی تو است آن رو

که در خوبی و زیبایی کمال هر کمال آمد

معلق چرخ ازرق را به سر چندانکه می‌گردد

نه چون روی تو شد بدری نه چون ابرو هلال آمد

به صورت گرچه می‌خواند تو را نادان بشر لیکن

بشر در صورت رحمان چنین کی بی‌مثال آمد

مرا چشم و لب ساقی «بیا می نوش» می‌گوید

که در میخانه وحدت، شراب لایزال آمد

چو با عشق رخش ما را قدیم افتاده بود الفت

جمال او و عشق ما قدیم بی‌زوال آمد

نسیمی ظلمت هستی ببرد از چهره عالم

بدان نوری که در نطقش ز فضل ذوالجلال آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰دل زار از تو بیزاری تواند کرد، نتواند
  2. شمارهٔ ۱۱۱عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند
  3. شمارهٔ ۱۱۲تقلید روان از ره توحید بعیدند
  4. شمارهٔ ۱۱۳آنان که به تقلید مجرد گرویدند
  5. شمارهٔ ۱۱۴عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند
  6. شمارهٔ ۱۱۵کیست که از ره کرم حاجت ما روا کند
  7. شمارهٔ ۱۱۶تشبیه رویت آن که به گل یاسمن کند
  8. شمارهٔ ۱۱۷دل فغان از جورت ای جان حاش لله چون کند؟
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.