پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد

آشنا کی شود آن دل که به خود خویش نشد

می کند آرزوی وصل تو هرکس لیکن

کار دولت به هوا و هوسی پیش نشد

قیمت مرهم وصل تو ندانست آنکو

در ره وصل تواش پای طلب ریش نشد

طالب درد تو هرگز نکند یاد دوا

کان که بیمار تو شد عافیت اندیش نشد

گرچه شد صبر من و عشق تو، هردم کم و بیش

با تو عهدی که دلم بست کم و بیش نشد

آن که از خوان وصالت به نوایی برسید

از نعیم دو جهان مفلس و درویش نشد

تا ابد دوستی روی نکو دین من است

هیچ صاحب نظری منکر این کیش نشد

جان اگر شد ز می عشق تو بی خود چه عجب

کیست از مستی این جرعه که بی‌خویش نشد

به وصال تو نسیمی چه کند ملک جهان

با چنان نوش کسی ملتفت نیش نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵روح القدس از کوی خرابات برآمد
  2. شمارهٔ ۱۰۶تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
  3. شمارهٔ ۱۰۷بهار آمد بهار آمد بهارِ سبزپوش آمد
  4. شمارهٔ ۱۰۸گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد
  5. شمارهٔ ۱۰۹چنین که چهره خوب تو دلبری داند
  6. شمارهٔ ۱۱۰دل زار از تو بیزاری تواند کرد، نتواند
  7. شمارهٔ ۱۱۱عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند
  8. شمارهٔ ۱۱۲تقلید روان از ره توحید بعیدند
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.