پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

مهر رخسار تو داغ عشق بر دل می‌کشد

سنبل زلف تو، مه را در سلاسل می‌کشد

منزل جان است گیسویت وز آنجا هر نفس

جذبه‌ای می‌آید و جان را به منزل می‌کشد

کعبه دل روی محبوب است اینک راه دور

گر کسی را دل به سوی کعبه گل می‌کشد

پیش رویت سجده آن کو حق نمی‌داند ز جهل

از سجود حق چو شیطان سر به باطل می‌کشد

در ازل عشقت نصیب اهل غفلت چون نبود

دولت جاوید از آن دامن ز غافل می‌کشد

ای کشان ما را به راه و رسم عقل از کوی عشق

دل عنان اختیار از دست عاقل می‌کشد

نار غیرت مدعی را رشته کوتاه عمر

می‌کشد از تن ولیکن سخت کاهل می‌کشد

من نمی‌خواهم خلاص از بحر عشقت یک نفس

گرچه جان غرقه را خاطر به ساحل می‌کشد

معجز چشمت که عارف خواندش سحر حلال

جان عاشق را به جذبه سوی بابل می‌کشد

جذبه زلف تو عمری کشکشانم می‌کشید

این زمانم نقش آن شکل و شمایل می‌کشد

چون نسیمی کشته چشم سیاهت هرکه شد

شُکر حق می‌گوید و منت ز قاتل می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
  2. شمارهٔ ۱۰۵روح القدس از کوی خرابات برآمد
  3. شمارهٔ ۱۰۶تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
  4. شمارهٔ ۱۰۷بهار آمد بهار آمد بهارِ سبزپوش آمد
  5. شمارهٔ ۱۰۸گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد
  6. شمارهٔ ۱۰۹چنین که چهره خوب تو دلبری داند
  7. شمارهٔ ۱۱۰دل زار از تو بیزاری تواند کرد، نتواند
  8. شمارهٔ ۱۱۱عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.