پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

مأوای غمت جز دل پردرد نباشد

تشریف بلا جامه هر مرد نباشد

ای سرو گل اندام! که در باغ دو عالم

چون روی دلارای تو یک ورد نباشد

بر بوی سر زلف تو یک گوشه نشین نیست

امروز در این شهر که شبگرد نباشد

شهباز غم عشق رخت صید نسازد

آن را که دل از حادثه پردرد نباشد

در عشق رخت آنکه شد افروخته چون شمع

بی دیده گریان و رخ زرد نباشد

از گرمی اشکم چه عجب دیده اگر سوخت

خون جگر است اشک من آن سرد نباشد

گردی به من آر از درش ای باد کزان در

چون بهتر از این هیچ ره آورد نباشد

جز خون جگر هرچه خوری در غم عشقش

ای عاشق سودازده! در خورد نباشد

بر خاک درش آب زن، ای دیده خونبار!

تا بر در یار از ره ما گرد نباشد

گرچه همه درد است غم عشق تو، خون باد

آن دل که به جان طالب این درد نباشد

در عشق تو فرد است نسیمی ز دو عالم

عاشق نبود کز دو جهان فرد نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸در سر غم تو دارم دستار و سر چه باشد
  2. شمارهٔ ۹۹چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد
  3. شمارهٔ ۱۰۰ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد
  4. شمارهٔ ۱۰۱ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد
  5. شمارهٔ ۱۰۲مهر رخسار تو داغ عشق بر دل می‌کشد
  6. شمارهٔ ۱۰۳سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد
  7. شمارهٔ ۱۰۴آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
  8. شمارهٔ ۱۰۵روح القدس از کوی خرابات برآمد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.