پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد

مه عید نیکبختان رخ آن نگار باشد

ز غم نگار از آنرو شب و روز بی قرارم

که غمش نمی گذارد که مرا قرار باشد

من مست رند از آنم ز غم خمار فارغ

که نخورده ام من آن می که در او خمار باشد

به کمند زلف او دل به مراد خود ندادم

به بلا شدن مقید نه به اختیار باشد

هله بس کن ای مخالف که به طعنه ترک عشقش

نکند کسی که او را غم عشق کار باشد

ز رقیب دارم افغان نه ز جور دلبر آری

دل زار عاشق گل المش ز خار باشد

مکن آه و زاری ای دل که ز روی بی نیازی

گل از آن چه باک دارد که هزار زار باشد

به نوازشی دلم را به کرم چو وعده دادی

مگذار بیش از اینش که در انتظار باشد

سر ما ز سر عشقش سردار دارد آری

سر محرم اناالحق سر پای دار باشد

صنما به رغم دشمن نظری به دوستان کن

که نوازش محبان نه گنه نه عار باشد

به جز از هوای کویت نکند هوس نسیمی

ز محبت تو روزی که تنش غبار باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد
  2. شمارهٔ ۹۸در سر غم تو دارم دستار و سر چه باشد
  3. شمارهٔ ۹۹چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد
  4. شمارهٔ ۱۰۰ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد
  5. شمارهٔ ۱۰۱ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد
  6. شمارهٔ ۱۰۲مهر رخسار تو داغ عشق بر دل می‌کشد
  7. شمارهٔ ۱۰۳سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد
  8. شمارهٔ ۱۰۴آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.