پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد

هر آنکه واقف این نکته گشت شیدا شد

چه مجلس است و چه بزمی که از می وحدت

محیط قطره شد اینجا و قطره دریا شد

محیط بر همه اشیا از آن جهت شده ایم

که نون نطق الهی حقیقت ما شد

به غمزه مردم چشمت چه فتنه کرد ز پیش

که جان زنده دلانش اسیر سودا شد

رخت چه نقش نمود ای صنم در آیینه

که طوطی خرد آمد به نطق و گویا شد

دلم ز فتنه دجال از آن شده است ایمن

که روح قدسی ما همدم مسیحا شد

نقاب زلف بپوشان بر آفتاب رخت

که سر هردو جهان در طبق هویدا شد

بیا و سر مسما از اسم آدم جوی

که مستحق سجود (ش) ملک به اسما شد

مرا به وعده فردا ز ره مبر کامروز

ز لعل یار همه کام دل مهیا شد

مزن ز سر نهان بعد از این دم، ای صوفی

که هرچه در تتق غیب بود پیدا شد

به بوی زلف تو چندان دوید آهوی چین

که ناگه از کمر افتاد و ناف او وا شد

نسیمی از دو جهان نفی غیر از آنرو کرد

که نور ذات تو عین وجود اشیا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد
  2. شمارهٔ ۱۰۲مهر رخسار تو داغ عشق بر دل می‌کشد
  3. شمارهٔ ۱۰۳سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد
  4. شمارهٔ ۱۰۴آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
  5. شمارهٔ ۱۰۵روح القدس از کوی خرابات برآمد
  6. شمارهٔ ۱۰۶تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
  7. شمارهٔ ۱۰۷بهار آمد بهار آمد بهارِ سبزپوش آمد
  8. شمارهٔ ۱۰۸گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.