پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد

مگر عکس رخ دلبر به جان باز آشکارا شد

دگر چون با دلم لعلش نهان در گفت‌وگو آمد

صدای ناله زار دل ریشم به هرجا شد

به صحرا چون که بیرون رفت باز آن دلبر از خلوت

دل پردرد بیمارم ز عشقش بی‌سر و پا شد

به هر نقشی که خود می‌خواست رخ بنمود در عالم

گهی رنگ دو عالم گشت و گه بی‌رنگ اشیا شد

دمی روح نهان آمد، دمی جسم عیان گردید

دمی تنهای جان گردید و دیگر عین جان‌ها شد

زمانی کثرت خود گشت و در وی وحدت خود دید

گهی پیدا و پنهان گشت و گه پنهان و پیدا شد

نسیمی روزگاری چونکه پنهان بود در زلفش

دگرباره چو رویش دید در عالم هویدا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲مهر رخسار تو داغ عشق بر دل می‌کشد
  2. شمارهٔ ۱۰۳سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد
  3. شمارهٔ ۱۰۴آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
  4. شمارهٔ ۱۰۵روح القدس از کوی خرابات برآمد
  5. شمارهٔ ۱۰۶تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
  6. شمارهٔ ۱۰۷بهار آمد بهار آمد بهارِ سبزپوش آمد
  7. شمارهٔ ۱۰۸گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد
  8. شمارهٔ ۱۰۹چنین که چهره خوب تو دلبری داند
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.