پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد

که آفتاب رخت در قدم علم می زد

ز جام عشق تو بودم خراب و مست آنروز

که نقش بند قضا، رسم جام جم می زد

به بوی زلف تو آشفته آن زمان بودم

که منشی کن از آن کاف و نون به هم می زد

نبود خانه چشمم هنوز بر بنیاد

که عشق روی تو بر جان در حرم می زد

شبی که دیده من خلوت خیال تو بود

فلک هنوز سراپرده بر عدم می زد

به جست و جوی وصال تو من کجا بودم

که در جهان قدم جان من قدم می زد

هنوز چهره شادی ز عقل پنهان بود

که عشق بر رخ جانم نشان غم می زد

هنوز خامه فطرت به امر «کن » جاری

نگشته بود که بر من غمت رقم می زد

کلیم و طور هنوز از عدم خبر می داد

که جان من «ارنی » با تو دم به دم می زد

کجا شود ز خطا پاک نامه عملم

اگر نه منشی عفوت بر آن قلم می زد

چگونه قلب نسیمی چو زر شدی رایج

اگر نه فضل تواش سکه بر درم می زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱بر دلم هردم جفای بی‌وفایی می‌رسد
  2. شمارهٔ ۹۲ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد
  3. شمارهٔ ۹۳اگر گویم که مهر و مه، ز رخسارت حیا باشد
  4. شمارهٔ ۹۴مست شراب عشقش بی باده مست باشد
  5. شمارهٔ ۹۵شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد
  6. شمارهٔ ۹۶مأوای غمت جز دل پردرد نباشد
  7. شمارهٔ ۹۷خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد
  8. شمارهٔ ۹۸در سر غم تو دارم دستار و سر چه باشد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.