پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

کیست آن سرو که بر راه گذر می‌گذرد

نور چشم است که بر اهل نظر می‌گذرد

درد دل بین که طبیب از سر حسرت ما را

خسته، افتاده همی‌بیند و در می‌گذرد

غرق دریای سرشکم عجب این کز غم تو

تشنه جان می‌دهد و آب ز سر می‌گذرد

زیردستان جهان را ز زبردستی تو

حال چون کار جهان زیر و زبر می‌گذرد

وقت آمد اگر از بهر دل خسته ما

دل پاکت ز خطای همه درمی‌گذرد

من به مسکینی اگر جبه ز سر نفکندم

تیر آهم به سحرگه ز سپر می‌گذرد

رمقی بیش نمانده است ز بیمار غمت

قدمی رنجه کن ای دوست که درمی‌گذرد

(آب چشمم ز غمت دی به کمرگاه رسید

دوش، تا دوش شد، امروز ز سر می‌گذرد)

تا به ساحل رسد از بحر غمت کشتی صبر

روزگاری است که بر خون جگر می‌گذرد

خبر درد دل دوست که گوید بر فضل

جز نسیمی که به هنگام سحر می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴در کوی خرابات مناجات توان کرد
  2. شمارهٔ ۸۵از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۸۶ - ستایش فضل‌الله نعیمیقاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
  4. شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظدل از عشق پری‌رویان دل من برنمی‌گیرد
  5. شمارهٔ ۸۸گر سعادت نظری بر من زار اندازد
  6. شمارهٔ ۸۹دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد
  7. شمارهٔ ۹۰مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
  8. شمارهٔ ۹۱بر دلم هردم جفای بی‌وفایی می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.