پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

دلدار ما به عهد محبت وفا نکرد

دل برد و رفت و هیچ دگر یاد ما نکرد

می خواست تا که وعده بجای آورد ولی

طالع مخالف آمد و بختم رها نکرد

چشمش به تیر غمزه مرا زد بلی بلی

ترک است و هیچ یار من اصلش خطا نکرد

بوسی به جان ز لعل لبش خواستم نداد

آن دلبر این مبایعه با ما چرا نکرد

(با عاشقان یکدل و یکروی مهربان

جوری دگر نماند که آن بیوفا نکرد)

جان مرا که درد فراقش ز غم بسوخت

لعل لبش به شربت نوشین دوا نکرد

بنیاد جنگ و عربده با ما نهاد و رفت

وز راه صلح باز نیامد صفا نکرد

یارب ندانم آن بت نامهربان چرا

بیگانه گشت و یاد من آشنا نکرد

گفتم جفا و جور تو با من چراست؟ گفت:

با عاشقی که دید که دلبر جفا نکرد؟

از رویش آن که گفت بپوشان نظر مرا

بی دیده هیچ شرم ز روی خدا نکرد

شکر خدا که هست نسیمی ز فضل حق

رندی که عمر در سر زرق و ریا نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
  2. شمارهٔ ۸۶ - ستایش فضل‌الله نعیمیقاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
  3. شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظدل از عشق پری‌رویان دل من برنمی‌گیرد
  4. شمارهٔ ۸۸گر سعادت نظری بر من زار اندازد
  5. شمارهٔ ۸۹دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد
  6. شمارهٔ ۹۰مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
  7. شمارهٔ ۹۱بر دلم هردم جفای بی‌وفایی می‌رسد
  8. شمارهٔ ۹۲ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.