پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

در کوی خرابات مناجات توان کرد

در طور لقا عیش خرابات توان کرد

گر بازی شطرنج خط و خال تو این است

لیلاج جهان را به رخت مات توان کرد

ای زاهد مغرور به طاعت مکن افغان

شیخی به چنین کشف و کرامات توان کرد

گر مرکب تحقیق توانی به کف آری

سیاره صفت سیر سماوات توان کرد

تا کی سخن از خرقه و سجاده و پرهیز

ارشاد بدین کهنه خرافات توان کرد

کی بر سر بازار خرابات مغان خرج

سیم دغل از توبه و طامات توان کرد

روی تو به خوبی نه بدان مرتبه دیدم

کاندیشه حسنش به خیالات توان کرد

گر دیده تحقیق بود درک تجلی

از چهره هر ذره ذرات توان کرد

دادند نشان رخت آن زمره که گفتند

سجده ز برای صنم و لات توان کرد

چون پیش نسیمی صفت و ذات یکی شد

کی فرق میان صفت و ذات توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶ - ستایش فضل‌الله نعیمیقاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
  2. شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظدل از عشق پری‌رویان دل من برنمی‌گیرد
  3. شمارهٔ ۸۸گر سعادت نظری بر من زار اندازد
  4. شمارهٔ ۸۹دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد
  5. شمارهٔ ۹۰مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
  6. شمارهٔ ۹۱بر دلم هردم جفای بی‌وفایی می‌رسد
  7. شمارهٔ ۹۲ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد
  8. شمارهٔ ۹۳اگر گویم که مهر و مه، ز رخسارت حیا باشد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.