پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد

دل مرا نفسی بی رخت حیات مباد

ز عشق، آن که ندارد حیات لم یزلی

نصیب او بجز از مردن و ممات مباد

دلی که عابد بیت الحرام روی تو نیست

عبادتش بجز از سؤ و سیئات مباد

دوای درد دل خود به درد اگر نکنی

دلا به درد دلی چون رسی دوات مباد

بجز وصال تو ما را اگر مرادی هست

میسرات حصولش ز ممکنات مباد

چو روح ناطقه جانی کاسیر زلف تو نیست

همیشه راه خلاصش ز شش جهات مباد

اگرچه زلف سیاه تو لیلة الاسراست

مرا جز آن شب قدر و شب برات مباد

صلات و قبله من هست اگر بجز رویت

چو عابد صنمم قبله و صلات مباد

چو حسن روی تو درویش را زکات دهد

فقیر عشق تو محروم از این زکات مباد

دلی که جز رخ و زلف تو بازدش شطرنج

به هر طرف که نهد رخ به غیر مات مباد

اگر نه رزق حسن صورت تو می دانم

نعیم جان و دل من ز طیبات مباد

ز عقد زلف تو شد مشکل نسیمی حل

که کار زلف تو جز حل مشکلات مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴ - استقبال از حافظتا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد
  2. شمارهٔ ۷۵کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
  3. شمارهٔ ۷۶دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
  4. شمارهٔ ۷۷ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد
  5. شمارهٔ ۷۸دلی دارم که در وی غم نگنجد
  6. شمارهٔ ۷۹گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد
  7. شمارهٔ ۸۰شمع رویت صفت نور تجلی دارد
  8. شمارهٔ ۸۱احوال درد ما بر درمان که می‌برد؟
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.