پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد

جان فتاد از غم بر آتش، دل بر آن سودا نهاد

تا که ترک سر نگویی، دعوی عشقش مگو

زان که با سودای سر، در عشق نتوان پا نهاد

دل ز زلفش برگرفتم تا نهم جای دگر

جان ز من بستد روانش باز برد آنجا نهاد

هر زمان در کشور دل غارت عقل است و دین

لشکر عشق رخش تا دست بر یغما نهاد

سر اسما بر ملک مخفی نماند بعد از این

دانه خال رخش چون نقطه بر اسما نهاد

تا کمال دلبری ایزد به ابروی تو داد

فتنه چشم تو از حد رفت و پا بالا نهاد

آن که در آیینه روی تو روی حق ندید

نام او را در حقیقت عشق نابینا نهاد

عشق آن زیبا نهادم در نهاد افتاد و من

در نهادم نیست الا عشق آن زیبا نهاد

چون نداری مثل و همتا هم به سیرت هم به حسن

عارف حق بین از آن نام تو بی‌همتا نهاد

تا صبا واقف شد از اسرار زلف و عارضت

راز جان عاشقان را جمله بر صحرا نهاد

تا به دست دل نسیمی دامن زلفت گرفت

پای رفعت بر فراز طارم مینا نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸دلی دارم که در وی غم نگنجد
  2. شمارهٔ ۷۹گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد
  3. شمارهٔ ۸۰شمع رویت صفت نور تجلی دارد
  4. شمارهٔ ۸۱احوال درد ما بر درمان که می‌برد؟
  5. شمارهٔ ۸۲کیست آن سرو که بر راه گذر می‌گذرد
  6. شمارهٔ ۸۳دلدار ما به عهد محبت وفا نکرد
  7. شمارهٔ ۸۴در کوی خرابات مناجات توان کرد
  8. شمارهٔ ۸۵از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.