پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد

صد صومعه ویران شد و صد خانه برافتاد

بر طور دل افتاد شبی پرتو رویت

جان مست تجلی شد و از پای درافتاد

در کوی هوای تو قدم کی نهد آن کو

کرد از خطر اندیشه و در فکر سر افتاد

زاهد که طریقش همه شب ذکر و دعا بود

در عشق تو با ناله و آه سحر افتاد

(بردار سر از خواب خوش ای خفته که آتش

در جان گل از ناله مرغ سحر افتاد)

با غمزه بگو حاجت شمشیر زدن نیست

کان تیر که بر جان زده ای کارگر افتاد

(از پختن سودای سر زلف سیاهت

حاصل همه این بود که خون در جگر افتاد)

گر شعله زند بر دل خورشید بسوزد

این آتش سودا که مرا بر جگر افتاد

آمد به سر کوی دلم دوش خیالش

جان نعره زنان از حرم تن به در افتاد

مقبول نظرها شد و منظور الهی

آن دل که به نزد تو قبول نظر افتاد

در وصف گل روی تو پیچید نسیمی

اشعار منقش همه زان خوب و تر افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
  2. شمارهٔ ۷۶دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
  3. شمارهٔ ۷۷ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد
  4. شمارهٔ ۷۸دلی دارم که در وی غم نگنجد
  5. شمارهٔ ۷۹گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد
  6. شمارهٔ ۸۰شمع رویت صفت نور تجلی دارد
  7. شمارهٔ ۸۱احوال درد ما بر درمان که می‌برد؟
  8. شمارهٔ ۸۲کیست آن سرو که بر راه گذر می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.