پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

سی و دو خط رخت گنج ترا افتتاح

ظلمت زلف تو شب، نور جمالت صباح

جان و جهان می دهم وصل ترا می خرم

بین که چه بیع و شری دید ضمیرم صلاح

راحت روحانیان از دم روح تو شد

یافت بقا آنکه یافت از در وصلت رواح

راح و رحیق غمت کرد جهان را غریق

بی خبران را نصیب نیست ازین روح و راح

باده باقی به ما، ساقی از آن خم بده

کز نم هر قطره اش پرشده جمله قداح

غازی میدان عشق پردل و یکدل بود

کز دل و جان بر میان بسته به مردی سلاح

پردلی و یکدلی در ره عشق آورد

زانکه نیابد وصال از سر لعب و مزاح

طالب حق کی شدی واصل ذات قدیم

گر نبدی در جهان حسن و جمالت ملاح

چونکه نسیمی رهید از سر پندار خویش

گشت بری، لاجرم، شد ز فنا استراح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
  2. شمارهٔ ۷۲ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد
  3. شمارهٔ ۷۳تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد
  4. شمارهٔ ۷۴ - استقبال از حافظتا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد
  5. شمارهٔ ۷۵کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
  6. شمارهٔ ۷۶دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
  7. شمارهٔ ۷۷ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد
  8. شمارهٔ ۷۸دلی دارم که در وی غم نگنجد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.