پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکو

خاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست

دور باد از شادی، آن کو یار غم‌های تو نیست

سرو در بالا کمال راستی دارد ولی

در کمال حسن و زیبایی چو بالای تو نیست

گرچه خورشید اقتباس از شمع رویت می کند

روشن و تابان چو نور صبح سیمای تو نیست

لا نظیری در جهان حسن و لطف و دلبری

سر برآر از جیب یکتایی که همتای تو نیست

کی درآرندش به چشم اهل نظر چون توتیا

آن که او چون خاک راه افتاده در پای تو نیست

آن که در بند سر و جان است و فکر دین و دل

خودپرست و پست همت مرد سودای تو نیست

نیست از اهل بصیرت آن که او را چشم جان

تا ابد روشن به روی عالم آرای تو نیست

کعبه ارباب تحقیق است رویت زان جهت

قبله تحقیق ما جز روی زیبای تو نیست

کی به ذیل عروة الوثقی تمسک باشدش

هر که را حبل المتین زلف سمن سای تو نیست

در کجی ماند به ابروی تو ماه نو ولی

راستی را مثل ابروی چو طغرای تو نیست

ای نسیمی چون خدا گفت: «ان ارضی واسعه»

خطه «باکو» به جا بگذار کاین جای تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
  2. شمارهٔ ۵۹خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
  3. شمارهٔ ۶۰آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
  4. شمارهٔ ۶۱ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت
  5. شمارهٔ ۶۲دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت
  6. شمارهٔ ۶۳خون ببار از مژه ای دیده! که دلدار برفت
  7. شمارهٔ ۶۴هر که را اندیشه زلف تو در دل جا گرفت
  8. شمارهٔ ۶۵ای سایه الهی ظل همای زلفت
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.