پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست

این حال که را باشد و این درد که را نیست

تا در نظرم نقش خیال تو درآمد

در خانه چشمم به جز از نور خدا نیست

تا ره به شب قدر سر زلف تو بردم

عهدم به جز از روی تو، ای بدر دجا نیست

ای کرده غمت در حرم تنگ دلم جا

بیرون ز تو منزل نه و خالی ز تو جا نیست

گفتی که مرا با تو سر مهر و وفا هست

چون باورم آید چو تو را مهر و وفا نیست

آن را که نشد سینه پر از مهر جمالت

در چهره چو صبحش اثر صدق و صفا نیست

محروم شد از وصل حیات ابد آن کو

دل زنده و جان داده به بویت چو صبا نیست

از شربت بی زخم طبیب ای دل بیمار

صحت مطلب زان که در او بوی شفا نیست

از ناز و نعیم دو جهان بهره ندارد

آن دل که سزاوار به تشریف بلا نیست

عشق رخ دلدار مرا بی سر و پا کرد

چون گردش افلاک از آنرو سر و پا نیست

منکر ز خطا فکر غلط می کند اما

در دیده حق بین غلط و سهو و خطا نیست

تا کام نسیمی تو شدی از همه عالم

از کام دل و روشنی دیده جدا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
  2. شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکوخاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
  3. شمارهٔ ۵۷حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
  4. شمارهٔ ۵۸نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
  5. شمارهٔ ۵۹خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
  6. شمارهٔ ۶۰آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
  7. شمارهٔ ۶۱ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت
  8. شمارهٔ ۶۲دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.