پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست

این سخن آسوده بر ساحل کجا داند که چیست

حال آن زلف پریشان بشنو از من مو به مو

آن پریشانی گرفتار بلا داند که چیست

(عشق خوبان در دلم گنجی است ز اندازه برون

گوهر آن گنج را، قیمت خدا داند که چیست)

ناتوان چشم یارم وز لبش دارم شفا

آن چنان بیمار، قدر این شفا داند که چیست

تا ابد ماییم و روی ساقی و جام شراب

رمز عارف، صوفی صاحب صفا داند که چیست

در میان جان ما و زلف عنبرسای دوست

نیست اسراری که این باد صبا داند که چیست

روی ساقی در مقابل موسی ارنی از چه گفت

معنی این نکته را مست لقا داند که چیست

صوفی خلوت نشین از خانقه دارد نصیب

حاصل میخانه رند آشنا داند که چیست

آنچه در حسن تو هست ادراک صورت بین کجا

گرد بازارش تواند گشت یا داند که چیست

می کند قیمت به صد جان بوسه لعل لبت

هر که آن کالا شناسد، این بها داند که چیست

چون نسیمی هر که شد دیوانه زلف و رخش

حلقه زنجیر آن زلف دو تا داند که چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
  2. شمارهٔ ۵۳جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
  3. شمارهٔ ۵۴جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
  4. شمارهٔ ۵۵هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
  5. شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکوخاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
  6. شمارهٔ ۵۷حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
  7. شمارهٔ ۵۸نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
  8. شمارهٔ ۵۹خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.