پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست

«کل شی ء هالک » لاریب اندر شأن اوست

چشمه حیوان کز او شد زنده جاوید خضر

در بهشت روی او دیدم روان آن چارجوست

کی تواند یافت از ماهیت معنی خبر

آن که در باغ جهان حیران و مست رنگ و بوست

چند باشی بسته ظن و بعید از معرفت؟

طالب مغزی شو آخر چند گردی گرد پوست؟

شاهد غیبی به معنی هست حاضر با همه

غافل کوته نظر چندین چرا در جست و جوست

ای به گرد معصیت آلوده دامن عمرها

آب رحمت آمد آگه شو که وقت شست و شوست

همنشینت خضر و در ظلمات جهلی گم شده

از عطش مردی و آب سلسبیلت در سبوست

ای ز غفلت در حجاب سر وجه الله اگر

طالب دیدار حقی وجه حق روی نکوست

می کشد عشقت نسیمی را و احیا می کند

عشق هستی سوز را با هر که هست این طبع و خوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
  2. شمارهٔ ۵۲خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
  3. شمارهٔ ۵۳جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
  4. شمارهٔ ۵۴جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
  5. شمارهٔ ۵۵هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
  6. شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکوخاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
  7. شمارهٔ ۵۷حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
  8. شمارهٔ ۵۸نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.